نشسته بودم رو تخت مامانم با یه تیکه نون اومد اتای

نگاهم کرد

موهامو دستش گرفت

گفت"ماشاالله ماشالله موهاشو نگاه بابام کرد

بابامم‌اومد گفت اره بلند شده

(لبخند-)

مامانم گفت موهاش شبیه یال اسبه الله اکبر😐🤌

نه ولی خدایی موهام بلندن خودش خیلی دوسشون دارم